بلاهاوحوادث ناگوار(2)
د) برخی گناهان
گاهی عامل بلاها و گرفتاریها، برخی از
گناهان و شکستن سدها و حریمهای الهی است. هلاک شدن برخی اقوام گذشته در تاریخ،
مانند: قوم نوح، عاد، ثمود و... از این قبیل است. قرآن کریم در این رابطه نیز
آیاتی دارد. از جمله میفرماید:«وَلَوْ اَنَّ اَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَاتَّقَوْا
لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَالاَْرْضِ وَلکِنْ کَذَّبُوا
فَاَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ»؛(3)
«اگر اهل
آبادیها ایمان بیاورند و تقوا پیشه کنند، درهای رحمت را از آسمان و زمین به روی
آنها میگشاییم؛ ولی آنها [آیات ما را] تکذیب کردند و ما هم آنها را به مجازات
اعمال خودشان گرفتار ساختیم.»
و در آیه
دیگر میفرماید: «وَظَهَرَ الْفَسادُ فی الْبَرِّ وَاَلْبَحْرِ بِما کَسَبَتْ
اَیْدِی النّاسِ لِیُذیقَهُمْ بَعْضَ الَّذی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ
یَرْجِعُونَ»؛(1) «فساد در خشکی و دریا به خاطر اعمال مردم آشکار شد تا خداوند
نتیجه برخی از اعمال آنها را به خود آنها بچشاند، شاید برگردند.»
و فرمود:
«وَما اَصابَکُمْ مِنْ مُصِیْبَةٍ فَبِما کَسَبَتْ اَیْدیکُمْ وَیَعْفُوا عَنْ
کَثیرٍ»؛(2) «هر مصیبتی به شما رسد به خاطر اعمالی است که انجام دادهاید، در حالی
که بسیاری [از گناهان] را نیز عفو میکند.»
صبر و استقامت در مقابل بلاها
در پایان به مهمترین وظیفهای که در
مقابل بلاها و حوادث داریم؛ یعنی، صبر و استقامت اشاره میشود.
اوّلین
وظیفه در مقابل بلاها، صبر و بردباری است. قرآن کریم میفرماید:
«وَبَشِّرِ
الصّابِرینَ اَلَّذینَ اِذا اَصابَتْهُمْ مُصیبَةٌ قالُوا اِنّا للّهِ وَاِنّا
اِلَیْهِ راجِعُونَ»؛(3) «صبرکنندگان را بشارت ده؛ همانها که وقتی مصیبتی به آنها
رسد، میگویند: ما برای خداییم و به سوی او باز میگردیم.»
امام هفتم
علیهالسلام فرمودند: «لَنْ تَکُونُوا مُؤْمِنینَ حَتّی تَعُدُّوا الْبَلاءَ
نِعْمَةً وَالرَّخاءَ مُصِیْبَةً وَذلِکَ اَنَّ الصَّبْرَ عِنْدَ الْبَلاءِ
اَعْظَمُ مِنَ الْغَفْلَةِ عِنْدَ الرَّخاءِ؛(4) مؤمن نخواهید بود مگر آنکه بلا را
نعمت بدانید و راحتی را مصیبت، و راز آن این است که صبر و بردباری در هنگام بلا
برتر از غفلت در وقت راحتی است.»
زلزله بم
با توجّه به عوامل یاد شده برای بلاها
و حوادث ناگوار، نگاهی به حادثه دلخراش «شهرستان بم» میاندازیم. هر چند اعتراف و
اذعان بر این است که نمیتوان عامل و یا عوامل حادثه را به صورت دقیق و مشخص بیان
نمود ولی میتوان گفت: که حادثه تلخ «بم» از جهتی امتحان و آزمایش سخت الهی بود
برای تمام ملّت و مسئولان کشور و حتی جهان اسلام و بشریت، و همین طور برای
بازماندگان و مصیبت دیدگان که چگونه در مقابل این همه مصائب صبر و بردباری به خرج
میدهند؟
همچنین این
حادثه میتواند روح استقامت و پایداری را در مردم پرورش دهد، به آنها که در غرور و
عفلت به سر میبرند تنبّه و آگاهی دهد، و برای برخی موجب پاکسازی گناهان گردد، و
در این میان، برای اولیاء و پاکان، مایه ترفیع درجه و رسیدن به مقامات بالاتر باشد.
این حادثه
هشداری بود برای همه مردم که در راه گناه زدائی بکوشید؛ چرا که اگر عدهای هم در
یک شهر مبتلا به گناه و خلاف بودند، دیگران نباید در برابر آنها سکوت نمایند و امر
به معروف و نهی از منکر را ترک کنند وگرنه بلا وقتی نازل شد، دامن همه را خواهد
گرفت. و هشدار شدیدتری بود برای آنهایی که در جامعه دست به گناه میزنند و در پی
ترویج فرهنگ ابتذال میباشند و یا به نوعی ترغیب و تشویق میکنند. همه باید بدانند
که هرگز از قهر الهی در امان نمیباشند.
و البته
شجاعانه باید گفت که ملت و مردم ایران با کمکهای وسیع و فراگیر خود به زلزله زدگان
و اظهار همدردی با آنها، به خوبی و سربلندی از این امتحان بیرون آمدند.
همچنین این
حادثه باعث شکوفائی استعدادهای نیکوکاری و احسان و فداکاری در مردم شد، و همه
دیدند که عده زیادی از مردم در زیر برف و باران ساعتها در صف ماندند تا خون خود را
اهدا کنند و برای امدادرسانی و کمک، شبهایی را بیدار ماندند.
و ممکن است
این حادثه برای عدهای از بابت «الْبَلاْءُ لِلْوَلاءِ» باشد، که با حادثه فوق، به
اجر عظیم الهی دست یافتند و از رنج و زحمت دنیا راحت شدند.
پی نوشت ها:
1.
سعدی.
1. اسراء/85.
2. بقره/216.
1. نساء/19.
2. عبدالواحد
آمدی، غررالحکم (مؤسسة الاعلمی للمطبوعات)، ج1، ص216، فصل 9، حدیث 56.
3. کهف/7.
4. ملک/2.
5. اعراف/168.
1. بقره/155 ـ
156.
2. نهج
البلاغه، محمد دشتی، نامه 45، ص544.
3. علق/6 ـ 7.
1. اعراف/94.
2. محمدی ری
شهری، منتخب میزان الحکمة، سید حمید حسینی (قم؛ دارالحدیث، 1380)، ص81، روایت 898.
3. انبیاء/69؛
صافات/102 ـ 107 و ر.ک: تفسیر نمونه، ج22، ص549.
1. طه/40 ـ 41
و تفسیر نمونه، ج16، ص15.
2. یوسف،
اوائل سوره.
3. بقره/124.
4. منتخب
میزان الحکمه (همان)، ص82 و اصول کافی، ج2، ص257.
5. همان، ص83،
روایت 910؛ بحارالانوار، ج72، ص331، حدیث 14 و ج73، ص382، حدیث 8.
1. منتخب
میزان الحکمة، ص80، روایت 886.
2. همان، ص81،
روایت 895.
3. اعراف/96.
1. روم/41.
2. شورا/30.
3. بقره/155 و
156.
4. منتخب
میزان الحکمه (همان)، ص81، روایت 894.
شماره تماس جهت :